معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا شعر نوشتن حال خوبی داره و امان از وقتی دستت به نوشتن نره سالی که این شعر را نوشتم مدت زیادی بود که ننوشته بودم و بعد این شعر را نوشتم و با قلمم درد دل کردم امیدوارم دوسش داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

نمیدانی باتوساکن می شودهردردی

دوست من قلم چرامن وتوباهم غریبه هستیم

یادت نیست باهم چه عهدهای بستیم

دوست من قلم تنهایم نگذار

فقط توی همدمم دراین روزگار

دوست من قلم توکه نباشی دردهایم راکجابرم

دردی گرفته وجودم رازنوکه پاتافرق سرم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا من این شعر را برای برنامه دورهمی نوشتم و قرار بود مهمان برنامه دورهمی بشم واسه همین این شعر رو نوشتم اما از بدشانسی این اتفاق نیفتاد و من خیلی تلاش کردم و همچنان تلاش می کنم این اتفاق بیفته واسه همین دکلمه این شعر رو ظبط کردم و توضیح های راجع این شعر دادم و کلیپ و از طریق سایت خودم کانالم و سایت آپارات به اشتراک گذاشتم به این امید از طریق فضای مجازی به گوش آقای مدیری برسه چون خودشون قول حضور من و در برنامه دورهمی دادن اما اتفاقاتی افتاد ونشد که در کلیپ توضیح دادم از شما رفقامم میخوام اگر براتون مقدورهست این کلیپ و به اشتراک بذارید بخصوص از طریق تلگرام و برام دعا کنید این اتفاق بیفته وبه آرزوم برسم مرسی.تاپست بعد یاعلی

می نویسم ازدورهمی ودورهم بودن

می نویسم ازدورهمی ودورهم بودن

که بادیدنش دورمیشه ازغصه دل توومن

می نویسم ازخنده های لحظه دیدن دورهمی

لحظه فقط شادبودن ودورازهردردوغمی

می نویسم ازشمامهران مدیری مهربان

که قلبت آبی است هم رنگ آسمان

می نویسم میدانم توهم دردلت درد داری

امابازهم برلب آدم هاخنده میاری

می نویسم که بدانی برای بودنت هستیم قدردان

این راخواهانم پشت وپناهت باشد آسمان

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : دانلوددکلمه اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا نمیخوام بگم من خوبم و قضاوت نمی کنم من از همه بدترم ولی ای کاش راحت قضاوت نکنیم راحت تهمت نزنیم بخدا با یک تهمت یک دل می شکنه یک جای یک تهمت بهم زدن و هرچقدر قسم خوردم اینطوری نیست طرف باور نکرد منیکه آسمون خدا به زمین بیاد دروغ نمیگم ولی باور نکرد تا بمیرم درد اون لحظه یادم نمیره و اون آدم و نمی بخشم اینطوری نباشیم همین.تاپست بعدیاعلی

دلم گرفته ازنترسیدن آدم ها از خدا

دلم گرفته ازهمه آدم ها

که خیلی راحت می کنن کسی رورسوا

دلم گرفته ازاین کارکه اسمش هست تهمت زدن

نمیدونن چطورمی شکنه دل توومن

دلم گرفته ازاینکه ازدردامون خبرندارن

اماخیلی راحت هرچیزی به زبون میارن

دلم گرفته ازاین همه بودن دنبال این واون

که چیزی ازکسی نمونه پنهون

دلم گرفته ازتوزندگی هرکس سرک کشیدن

بااین کارت پس نمازوروزت چیه برادرمن

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا بازم یکی دیگه از قسمت های قصه درس خواندن من رو براتون می نویسم و این بار به قسمت هشتم قصه درس خواندن من رسیدم و دوستانی هم قسمت های قبلی قصه درس خواندنم و مطالعه نکردن می توانند با مراجعه به قسمت موضوعات سایت و کلیک بر روی گزینه قصه درس خواندن من قسمت های قبلی و مطالعه کنند.

خوشبختانه امسال هم موسسه خیریه آتنا لطف کردن و هزینه دبیر های من رو پرداخت کردن و بعد از تهیه کتاب های درسی دوره دوم متوسطه پایه یازدهم با آقای محمد محمد نژاد تماس گرفتم و صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم به همون دبیر های پارسال بگیم و بعد از هماهنگی با دبیرها خوشبختانه همه قبول زحمت کردن و درس خواندن ترم اول من شروع شد و همانطور در قسمت های قبل گفتم نحوه درس خواندن من به صورت ترمی هست

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : قصه درس خواندن من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶

سلام رفقا ضمن عرض تسلیت درگذشت کارکنان کشتی سانچی به حقیقت داغ بزرگی بردل همه ملت ایران بود و من به همین خاطر پری شب یک شعر به صورت غزل برای این عزیزان نوشتم ودکلمه اش را هم انجام دادم وبر روی سایت قرار میدم خیلی وقت بود شعرننوشته بودم پری شب ساعت ۳ بامداد این شعر غزل رونوشتم خودم خیلی دوسش دارم و پیشنهاد می کنم دکلمه اش روهم حتما نگاه کنید خیلی قشنگ در اومد امیدوارم این شعر بخصوص کلیپ دکلمه این شعر آنقدر در فضای مجازی نشر داده شود تابه گوش خانواده های داغ دارشان برسد.تاپست بعدیاعلی

اما این بار سانچی سوخت و غرق گشت در پایان این شعر اشک من جاری بود

درد من این است در آتشی سوختی که در آب جاری بود

از درد این درد چشم یک ملت در حال زاری بود

درد من این است آتش و آب عمری است هستند رقیب

اما انگار این بار هرکدام در شکست دیگری فراری بود

درد من این است تو در آب و آتش جان دادی

برای همین در باورش وجود هرکس در بی قراری بود

درد من این است پس از آن همه دعا با چشم های گریان مان به درگاه خدا

سرنوشت رفتنت راخواست و ازاین خواستن چشم همه ایران ابر بهاری بود

درد من این است باید راضی به رضای خدا باشیم

کس حق ندارد فریاد زند این چه تقدیر و چه کاری بود

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : دانلوددکلمه اشعارمن