معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷

سلام رفقا به قول معروف به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است تعطیلات نوروز امسال هم تمام شد و فردا سیزده بدر هست انشاءالله به همگی تون خوش گذشته باشه براتون بهترین ها در سال جدید اتفاق بیفته فردا هم سیزده بدر هست میرید بیرون خواهشا اول مواظب خودتون باشید جاده ها خیلی شلوغه بعد هم حواسمون به طبیعت باشه آشغال هامون ودر دل طبیعت رها نکنیم این هم یکی دیگه از اشعارم اگه روزی باشه کتاب شعرم و چاپ کنم دوست دارم اسم کتابم اسم این شعرم باشه.تا پست بعد یاعلی

    عشق دوباره

نگاهت که به نگاهم میافته دیونه میشم

عشق دوبارم کاش بودی پیشم

اون روزای که توبودی ومن کردم کوتاهی

اماحالامن عاشق وتونیستی حتی کنی من ونگاهی

الهی که من بمیرم قدرتوندونستم

اون روزای که بایدعاشقت بودم وامانتونستم

اماحالاپشیمونم باتونموندم

همه عشقهاروبه خاطرتوسوزوندم

عشق دوباره بدجوری من وکردی سرگردون

جون خودت بیاپیشم واسه همیشه بمون

امانه نازنینم می بینم خیلی دیرشده

شایدم عشق دوباره دلش یک جاگیرشده

عشق منم واسش ارزش نداره

پیش من دیگه نمیاددوباره

دل توپیش هرکسی هست خوش باشه واست نازنین

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ یکشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۷

سلام رفقا سال نو تون مبارک انشاءالله بهترین ها پیش رو تون باشه تو پست قبل از خواسته های امسالم گفته بودم یک چیزی فراموش کردم اینکه مستند رویا های من در جشنواره دیده بشه و اینکه تصمیم دارم امسال دنبال فیلم نامه ای که نوشتم وبگیرم و اگر خدا بخواد تصمیم جدی دارم امسال اون فیلم نامم رو به سازم و کارگردانیش کنم این حرف درحد یک تصمیم هست ولی احسنی که می شناسم و تصمیم هاش وبه حقیقت می رسونه حالا باز هرچی خدا بخواد یکی دیگه از شعرام و براتون می گذارم واین اولین پست سال جدید هست امیدوارم کلی پست خوب بذارم انشاءالله.تا پست بعد یا علی                                 

                                              سوگند به عشق تو

میخوام بگم سوگندبه عشق تو

پابنده عشقتم گرهزارباربهم بگی برو

توبگومن چه کنم دل نمی فهمدحرف من ونازنین

توهم نگاهی نمی کنی به من ازعشقت خورده زمین

باخوبیهات خودت وتودلم جادادی

شیرینم نشدی بدون واسه خودت ساختی فرهادی

من میدونستم پای دلم نمی مونی

اماگفتم واست افتادم توعشق وپریشونی

چه کنم نمی تونم تودل کنمت رها

توهم من ودورکردی ازخودت زیبا

بیاوخوبی کن بهم سربزن

بیاوبشوفقط مال من

بیاعشق وبه همه بدیم نشون

نه نگوبهم توای مهربون

بگذاربهمون بگن خوش به حالشون

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقای خوبم در واپسین لحظه های سال هستیم و صدای پای بهار آروم آروم داره میاد رفقای خوبم پیشاپیش سال نو تون مبارک انشاءالله سالی پراز خیرو برکت داشته باشیم امسال خیلی برام تلخ گذشت شیرینی ها و موفقیت های زیادی هم داشتم و خداروشکر اما چندتا نکته بگم متاسفانه من نتونستم برم تهران بااینکه خیلی ذوق داشتم موتور و برای ایام عید داشته باشم اما اگه می رفتم به خاطره تعطیلات مصاحبه با تی وی پلاس واز دست می دادم واسه همین افتاده بعداز عید دلم میخواد چندتا ازخواسته هام ودر سال جدید بگم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقا چند وقتی هست از یک خبر براتون صحبت می کنم و همه مشتاق این خبر هستید تو این پست میخوام براتون توضیح بدم این سالی که دیگه نفس های آخرش ومی کشه هم خوب بود هم بد خیلی بد خیلی تلخ خیلی سخت از کسی هم اینطوری سرم آورد نمی گذرم چون من براش سنگ تموم گذاشتم و اون وقتش که شد تک تک همون سنگ ها رو زد تو سرم من ازش نمی گذرم خدا هم ازش نگذره اما تو اون روزای تلخ و سختم تابستان بود و مثل عادت هرسال جمعه ها واسه شام با خانواده خالم و داداش اینا میریم پارک می شینیم واسه شام و آخر شب میایم جالب اینکه تو سال های قبل هم چیزی که میخوام تعریف کنم و بود و من اصلا برام مهم نبود ولی اون شب برام مهم شد و انگار خدا خواست با این ایده دوباره انگیزه رو در احسنش زنده کنه

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مطالب های مختلف من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقای خوبم یکی دیگه از اشعارم وتقدیم تون می کنم راستی به زودی خبری خوب در راه هست خبری که یک سال براش تلاش می کنم و الان دارم بهش میرسم برام دعا کنید.تا پست بعد یاعلی

   زیبایم اماروزگارچنین کردتاابدواسه داشتنت چشم به دربدوزم

زیبایم می نویسم ازشب شیداشدنم

زیبایم خوب میدانی ازهمه شیداترت منم

زیبایم دریک لحظه شدی همه وجودم

زیبایم چندی درفکربه توگفتن بودم

زیبایم تاچشم بازکردم نشستی درکنارم

زیبایم خواست به توبگویم عاشقم روزگارم

زیبایم درکنارت بودم ونمانده بودقرارم

زیبایم من دل باختم وگفتم دوستت دارم

زیبایم تودانستی عاشقم وننشستی به پایم

زیبایم من اماعاشق شدم ودرعشقت تنهایم

زیبایم گذشت بایادوخیال توشبهایم

زیبایم بی تورفت شادیهاوآمدندبه کنارم غمهایم

زیبایم عشقت دروجودم ماندوباخیالت سرمی کردم

زیبایم من بودم وخلوت عشق تووکسی هم نمیدانست زدردم

زیبایم باخیال باتوبودن لحظه هاراگذراندم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن