معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

سلام رفقا پست قبلی خبر از پست بعد دادم که یک خبر خوب هست تقریبا یک سالی میشه من ورزش بوچیا را آغاز کردم و تمرینات این ورزش را به صورت جدی انجام میدم و خداروشکر همانطور هم در اطلاع هستید در یک مسابقه دوستانه با تیم بوچیای همدان توانستم حریفم را ۸ بر ۱ شکست بدهم حالا شکر خدا ۲۲ اردیبهشت ماه تیم ما اعزام مسابقات کشوری هست به شمال کشور و در شهر ساری به مدت چهار روز مسابقه کشوری داریم و از این جهت خیلی خوشحالم چون همیشه آرزوم بود در یک ورزش شرکت کنم و به چنین موقعیت های برسم ازاین جهت خیلی خوشحالم و شاکر خداوند هستم اما می خواهم از تمام کسانی که برام زحمت کشیدن تشکر کنم اول از همه از موسسه آتنا و سرکار خانم زهرا افتخار زاده نهایت تشکر را دارم چون اگر حمایت های ایشان نبود واقعا نمی توانستم برم کرمانشاه و تمرین داشته باشم بی نهایت ممنون و سپاس گذاره لطف و محبت شون هستم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مطالب های مختلف من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷

سلام رفقا مطمئنم وقتی این شعر رو نوشتم از کسی از چیزی دلخور بودم الان یادم نیست باهم مهربان باشیم همین پست بعد یک خبر خوب هست برام دعا کنید همه چی خوب پیش بره مرسی رفقا.تا پست بعد یاعلی           

          کاش واقعی شوداین آرزوهایم

یک عمره چشمام برات مثل بارونه

میخوادبگه برات یک دل دیونه

خسته ازآدمهای دروغی زمونه

توی این شعرباتوحرف میزنم میگن مهربونه

باتوهستم خدای مهربونم

که دیگه به لب رسیده جونم

چراآدمهاپرازفریبن

باحرف دوست وبادل غریبن

دیگه خستم ازبازی زمونه

هرکسی اول خوب بعدنامهربونه

من میونه این آدمهاکردم گیر

من میخوام شادباشیم نه اسیر

من میخوام دنیاقشنگ بمونه

نه به هرکس برسی ازغم بخونه

خدایاچقدرخوب بودهمه خوب بودن

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

سلام رفقا یکی دیگه از شعرام و براتون می گذارم خودم میدونم این شعرم خیلی نمیشه اسمش و شعر گذاشت اما دوست دارم کل اشعارم به ترتیب روی سایتم بذارم راستی کم کم باید خودمون و آماده ماه مبارک کنیم آخ که چقدر ماه رمضان و دوست دارم و آخ که چقدر انتظاره شب قدر امسال و دارم و بایک دلشکسته بشینم با خدا درد دل کنم.تا پست بعد یاعلی

عشقهاشده مثل بازی

 

رسم بی وفایی همه جاشده عادت

چیزی که دیگه وجودنداره هستش صداقت

عشقهاشده مثل بازی

هیچ کس ازهیچ چیزنیست رازی

چرایش راهرگزندانستم

خوب کردن آدمهاراهرگزنتوانستم

گرچه رسمه دنیااینه

اماصداقت همیشه شیرینه

چرابادروغامون همدیگرومیدهیم آزار

چرالحظه های روشن وبادست خودکنیم تار

همیشه خوبی هایادگارمی مانند

کاش دیگران هم این رابدانند

امابایدبگم اینجورنیست

میان این همه بدوخوب چاره چیست

آنقدربرای این قصه کردم انتظار

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

سلام رفقا در پست قبلی که چند وقت پیش براتون گذاشتم راجع داشتن موتور چهار چرخ توضیح دادم و عنوان پستش هم این بود قصه داشتن موتور چهار چرخ اما حالا براتون بگم که چی شد من موتوری که مد نظرم بود قیمتش خیلی بالا بود متاسفانه تا پول خرید و تهیه کردم و یک سری اتفاقات دیگه و منتظر ماندنم برای مصاحبه های تی وی پلاس و اخبار شبانگاهی تهران رفتن من عقب افتاد و موتور مورد نظر به فروش رفت الان چند هفته بود سرگردون بودم که نمیخوام خیلی توضیح بدم یکی از دلایل این اتفاق هم این بود من کمک یکی از خیرین و نپذیرفتم این نپذیرفتن باعث شد خیلی عقب بیفتم و در نهایت موتور مورد نظرم به فروش رفت و اگر همون مدل و می آوردم باید دو ماه دیگر صبر می کردم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مطالب های مختلف من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷

سلام رفقا امیدوارم خوب و سلامت باشید این شعر غزل و خلی دوست دارم امیدوارم شماهم دوست داشته باشید دلم برای داشتن موتورم حسابی تنگ شده متاسفانه بعد از یک سال تلاش مصاحبه تی وی پلاس تازه میگن باید مستندت پخش بشه بعد ازت مصاحبه بگیریم منم گفتم خب مستندم که پخش بشه همه حرفام شنیده میشه دیگه اون موقع مصاحبه میخوام چیکار مصاحبه شبانگاهی هم فکرکنم گفتم براتون که خبرنگارش از شبانگاهی رفته اونم بنده خدا کلی پیگر هست ببینه می تونه از بخش خبری دیگه برام هماهنگ کنه ومصاحبه کنیم قرار هست فردا خبر بده خلاصه حسابی دلم گرفته نمیدونم چرا برای من انقدر حضور در برنامه ها سخت میشه ولی خیلی ها به راحتی چهره میشن و فرت و فرت دعوت میشن بدون اینکه حرفیم برای گفتن داشته باشن واقعا نمیدونم.تا پست بعد یاعلی

عشق من برای تونوشتن تمومی نداره

عشق من برای تونوشتن تمومی نداره

بازم وقت خونه تکونی رسیده وعیده دوباره

عشق من میخوام کلبه حقیرانموکنم خونه تکونی

بازم برفاداره آب میشه بازم فصل بهاره

عشق من ازکجابگم برات نمیدونی چه شوقی دارم

کاش سال نوفقط واسمون رنگ خوشی بیاره

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن