معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵

سلام رفقای عزیزم دراین پست یک خبردارم خبری ازبرآورده شدن یکی ازآرزوهایم من همیشه آرزوم بوددریک ورزش ویژه معلولین فعالیت داشته باشم و وقتی آقای قاسم وثوقی به دیدن من اومدن من بهشون گفتم خیلی دوست دارم دریک ورزش ویژه معلولین فعالیت کنم ودرنهایت به المپیک برسم ۱۲ آذرهم که گفته بودم رئیس محترم آموزش وپرورش شهرستان پاوه آقای مختاربرزگرفردبه دیدنم اومده بودن ومن خدمت ایشان هم این درخواست وبیان کردم وباتوجه به پیگیری این عزیزان چندروزبعد

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مطالب های مختلف من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵

سلام رفقای خوبم این پست وبه عنوانه یک درد دل می گذارم درد دلی راجع دنیای شیرین وبلاگ نویسی من نزدیک شش هفت سال وبلاگ نویسی کردم والان هم نزدیک یک سال ونیم هست این سایت ودارم وبهش خیلی وابسته ام واینم بگم توی شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک اینستاگرام وتلگرام فعالیت دارم اماشنیدین میگن هیچ جاخونه بابانمیشه واسه من هم هیچ جااین سایتم نمیشه وخیلی دوسش دارم واگرروزی این سایت آپ نشدمطمئن باشیدمن به رحمت خدارفتم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مطالب های مختلف من

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵

سلام رفقااین شعروتقدیم می کنم به مادرانی که انقدربزرگ هستندانقددل بزرگی دارندوقتی دکتربهشون میگه بچه شما پاره تن شما نمیشه به زندگی برگرده ازش می گذرن وبااین گذشته بزرگ شون به کسی یابهتربگم به کسانی دیگه زندگی می بخشندوآرزوی قلبیم همین هست لیاقت داشته باشم وطوری بمیرم که مرگ من باعث بخشیدن زندگی دوباره به دیگران بشه واعضای بدنم به دیگران اهدابشه وبه نوبه خودم ازسازمان اهدای عضوتشکرمی کنم این فرهنگ زیباروداره فرهگ سازی می کنه خدایاآرزوم وبرآورده کن الهی آمین.تاپست بعدیاعلی

این شعرتقدیم به کسای زندگی می بخشن به دیگری ازراه اهدا

واست خبرمیارن تویک چشم بهم زدن

به خودت میگی رفتنی شده عزیزدل من

آره این بارافتاده بدترین اتفاق

روی سینت می مونه مثل یک داق

عزیزدلت ومی بینی درحال رفتن

فایده نداره هرچی که کنی گریه وزجه زدن

میدونم مادرم سخته دیدن جیگرگوشت که میشه پرپر

وقتی که دکترمیگه امیدی نیست واین میشه حرف آخر

تواین همه دردوهول ولا

چشمت میوفته به یک مادرتک وتنها

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

سلام رفقای عزیزم مصاحبه ام رابه مناسبت ۱۲ آذرروزجهانی معلولان باشبکه استانی زاگرس کرمانشاه تقدیم تون می کنم جاداره بازم تشکرکنم ازآقای محسنی معاون متوسطه اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه وآقای قاسم وثوقی کارشناس مسئول  آموزش متوسطه استان کرمانشاه که زحمت این گزارش وکشیدن ورئیس محترم آموزش وپرورش شهرستان پاوه آقای مختاربرزگرفرد ممنونم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : مصاحبه رسانه هابامن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵

سلام رفقاشب یلداتون مبارک انشاءالله خوش بگذره امسال شعرشب یلدانگذاشتم احساس کردم تکراری هست واسه همین فقط بهتون تبریک میگم امیدوارم خوش بگذره وحال خوبی داشته باشیدممنون که هستید.تاپست بعدیاعلی

این روکه شنیدیدبودداستان دل سوختنم

همه چی شروع شدازیک مهمونی

ازت خواستم نشونی

شروع شدبین ماعشق آسمونی

پاک بودوپرازمهربونی

چه قشنگ بودبه هم نامه میدادیم زمونی

اماحالادوریم ازهم باکلی پریشونی

ازتوپرسیدم شایدبدونی

چرابهم خورداین عشق آسمونی

جوابم ودادی دنیابی وفاشده میدونی

نوشتم توکه میتونستی باوفابمونی

نوشتی حرفهای قدیمی رونمی خونی

گفتی میخوای بایارجدیدت بمونی

منم نوشتم پس تقصیرونندازپای زمونی

بگوتقصیرخودمه گذشتم ازعشق به این مهربونی

توبایارت رفتی باعشق وشور

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن