معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>




نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقا از شعرم معلوم هست چی هست قضیش البته درگذشته امیدوارم دوست داشته باشید.تا پست بعد یاعلی

              دیگه بعدخدادادمت دست یکی ازخودم بهتر

دیگه بعدخدادادمت دست یکی ازخودم بهتر

بازم سلام آره من دیونم دلبر

دیگه وقت رفتنت میخوای بری ازکنارم

منم بایدباورکنم اماهنوزباورندارم

آخه من خیلی دوست داشتم توروگل گلدون

رفتنت سخته یک کم مهربون

من به خاطرت همه عشقهای گذشته روکردم رها

که توروداشته باشم ازهمه عالم زیبا

اماتونه گفتی وگفتی عشقم ونمی پذیری

دورازجونت گلم تومثل من واسه تونمی میری

امامن هرگاه می بینمت هزاربارمی میرم

کاش می شدازدنیاپست بگیرم

اماحالاکه رفتی ومن ندارم هیچ راهی

خوشبخت بشی عشقم الهی

امایک چیزوخوب بدون چقدردوست داشتم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا این شعر را به مناسبت دوازده آذر روز جهانی معلولان نوشتم و برروی سایت می گذارم و برای اینکه اشعار رو به ترتیب می گذارم الان این نوبت به این شعر رسید.تا پست بعد یاعلی

دوست هم نوع روزت مبارک

دوست هم نوع بگم برات ازدنیای زیبامون

دنیای که هرکسی تنهامون بذاره باهامونه خدامون

دوست هم نوع دلت نگیره ازاینکه پانداری

ماخداروداریم پس نبایدخیس بشه چشامون

دوست هم نوع میدونم داشتن خیلی آرزوهاواسمون محاله

امابایدهمیشه نذاریم امیدازبین بره توی دلامون

دوست هم نوع میدونم توخیابون دلشون بادیدن ویلچرت می سوزه

امامابایدمحکم باشیم چون معلولیت یک هدیه است ازسوی خدامون

دوست هم نوع که عصابه دست داری

گله نکن ازدنیاچون نبایدببری ازیاددوست نابینامون

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا شعر نوشتن حال خوبی داره و امان از وقتی دستت به نوشتن نره سالی که این شعر را نوشتم مدت زیادی بود که ننوشته بودم و بعد این شعر را نوشتم و با قلمم درد دل کردم امیدوارم دوسش داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

نمیدانی باتوساکن می شودهردردی

دوست من قلم چرامن وتوباهم غریبه هستیم

یادت نیست باهم چه عهدهای بستیم

دوست من قلم تنهایم نگذار

فقط توی همدمم دراین روزگار

دوست من قلم توکه نباشی دردهایم راکجابرم

دردی گرفته وجودم رازنوکه پاتافرق سرم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا نمیخوام بگم من خوبم و قضاوت نمی کنم من از همه بدترم ولی ای کاش راحت قضاوت نکنیم راحت تهمت نزنیم بخدا با یک تهمت یک دل می شکنه یک جای یک تهمت بهم زدن و هرچقدر قسم خوردم اینطوری نیست طرف باور نکرد منیکه آسمون خدا به زمین بیاد دروغ نمیگم ولی باور نکرد تا بمیرم درد اون لحظه یادم نمیره و اون آدم و نمی بخشم اینطوری نباشیم همین.تاپست بعدیاعلی

دلم گرفته ازنترسیدن آدم ها از خدا

دلم گرفته ازهمه آدم ها

که خیلی راحت می کنن کسی رورسوا

دلم گرفته ازاین کارکه اسمش هست تهمت زدن

نمیدونن چطورمی شکنه دل توومن

دلم گرفته ازاینکه ازدردامون خبرندارن

اماخیلی راحت هرچیزی به زبون میارن

دلم گرفته ازاین همه بودن دنبال این واون

که چیزی ازکسی نمونه پنهون

دلم گرفته ازتوزندگی هرکس سرک کشیدن

بااین کارت پس نمازوروزت چیه برادرمن

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶

سلام رفقا این شعرازعنوانش معلوم هست به چه نیتی نوشتمش امیدوارم دل هامون گیره هوس های زودگذرنشه که پاکی و زولالی عشق رافراموش کنیم.تاپست بعدیاعلی

دل هوس بازتاکی باآدمامیکنی بازی

دل هوس بازتاکی باآدمامیکنی بازی

خودت بیاویک باربشوقاضی

دل هوس بازچراواسه یک لحظه خوش گذرونی

بازی دادن آدماتوروکردراضی

دل هوس بازبه خودت بیا

می ترسم دیربشه تابه خودت بیای ببازی

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن