معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶

سلام رفقااین هم یکی ازشعرهای دیگم امیدوارم دوست داشته باشیدراستی آهنگ روی سایتم وخیلی دوست دارم حرف دلم ومیزنه.تاپست بعدیاعلی

          بدون دل عشق چندسالش وبه خاطرتوفروخت

یک نامه برای یک عزیز

می نویسم که من وکردی غم انگیز

من به خاطرت ازعشق گذشتم وبردم آن راازیاد

که برای تومن باشم فرهاد

من توشعرام گفتم به دل دیگه خودت ونباز

امانتونست وبهم گفت به رقص به این ساز

سازی رومیگم که عشق تونواخت برایم

توجای گرفتی درتاریکی شبهایم

من نتونستم این رازوپنهان بگذارم

دردل شکسته ی پاییزییم شدی بهارم

آره دل من بازخودش وباخت

سازتواین حرف وتودلم نواخت

دلم گفت عشق توروبه دنیانمیده

وجودتوبراش مثل گرمی خورشیده

درسته تونخواستی دلم برات بمیره

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶

سلام رفقای خوبم چون این شعرهاروبه ترتیب حروف الف بامی گذارم واسه همین این شعروالان می گذارم من این شعروخیلی تجربه کردم تجربش تلخه خیلی تلخه امیدوارم دوست داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

بازم بهاره فصل نوشدن

بازم بهاره فصل نوشدن

اماغمگین مثل همیشه دل من

بازم خونه تکونی بایدکرد

امامن دارم بی توهزاران درد

بازم بی توبایدهفت سین بچینم

آخه نمیشه یک بارباتوبشینم

بازم غم دارم بااومدن سال نو

مونده تودلم هنوزحسرت داشتن تو

بازم مهمونی همه شادوسرمست

دل من مونده توغم وشکست

بازم توروداشتن انگارهست گناه

نمیدونم تاکی روزروشنم هست چون شب سیاه

بازم ندارم حالوهوای خونه تکونی

یک گوشه نشستم توعالم پریشونی

بازم دلم گرفته مثل بچه می گیره بهونه

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶

سلام رفقانفس های آخرماه شعبانه وعطرفرارسیدن ماه رمضان درکوچه پس کوچه های محله هامون جاریه کاری به کسی ندارم خودم ومیگم ممنونم ازخدای مهربونی که باهمه روسیاهی هام غرزدنام و… بازم درمهمانیش راهم داده فقط میخوام بگم خدایاباهمه بدی هام ببخش وممنون که لیاقت دوباره بهم دادی مهمانت باشم مرسی خدامرسی التماس دعا.تاپست بعدیاعلی

ماه رمضان ماه بیشترعشق کردن باخودخداهست

ماه رمضان داره میرسه بازم ازراه

چقدرقشنگ مهمونی رفتن اونم مهمون شدن خدا

ماه رمضان صفایی داره سفره صحری ودعا

لحظه لحظش قشنگ لحظه بیشترنزدیک شدن به خدا

ماه رمضان داره چه عشق وصفایی

انگارتوآغوش خودخدایی

ازهرجاوهرکوچه که می گذری بوی عبادت میاد

غمی نیست داراوندارهمه هستندشادشادشاد

هرکسی دراین ماه بیشترعشق می کنه دست کسی وبگیره

هردلی مست عبادت وخوبی هست انگارتاپیش خودخدامیره

ماه رمضان داره چه عشق وصفایی

انگارتوآغوش خودخدایی

ماه رمضان ماه بیشترعشق کردن باخودخداهست

ازلحظه های عبادت وآرامشش آدم میشه مست

مست ازعشق عبادت مثل لحظه سفره افطاروچیدن

روزه راافطارکردن وزودی به نمازومسجدرسیدن   

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

سلام رفقا ازگذشته هاتابه امروزانسانیت.محبت.رفت وآمدو… بین آدم هابوده وهست امانسبت به گذشته کم رنگ شده ومن دراین شعربه این موضوع پرداختم امیدوارم دوست داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

باباآدمهاچی به سرمااومده مگه اونی که توسینه داریم سنگه یادله

یکم نگران هم باشیم خیلی هست قشنگ

مثلابامهربونی نگذاریم دلی باشه تنگ

یکم به فکرهمسایه هامون بودن

چیزی کم نمیشه ازشماومن

یکم دلامون کنن هوای قدیما

زندگی مون بیشترمیشه زیبا

یکم ازدنیای تجهیظاتی بکنیم دل کندن

اون وقت می بینیم همه چه صادقانه باهم دوست هستن

یکم بیایم پای درددلابشینیم

شبهاباهم باشیم توخونه هاورولب هم خنده ببینیم

یکم به خودمون بیایم شایدفردادیرباشه

تابه خودمون بیایم ببینیم عزیزمون بایدازماجداشه

یکم دیگه جمله خیلی درگیریم ونکنیم بهونه

شایدعزیزی باشه دلش بخوادلحظه ای بامابمونه

یکم دلامون وکنیم رنگ آسمون ودریا

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶

سلام رفقااین شعرحرف های خوبی درش هست شنیدین میگن دنیاداره مکافاته اگه باپدرمادرامون اینطوری کنیم حتمابچه هامون باهامون اینطوری می کنندشک نکنید.تاپست بعدیاعلی

آهای آدماپدرومادرخانه سالمندان نیست جاشون

دلم میخوادبگم به اون پسرای قدکشیده

اززحمت وشب بیداری های پدرومادربه اینجارسیده

دلم میخوادبگم آهای جوان خوش تیپ ورعنا

حق زحمت پدرومادرت این هست بمونن تنها

دلم میخوادبگم فک کردی بودی همینجوری

نه جان من چه شب های مادرشیرت داده باصبوری

دلم میخوادبگم پدرومادرپای توجوانیشون ودادن

به خاطرت چه دردی کشیدن وحالاازپاافتادن

دلم میخوادبگم حالاحقشون خانه سالمندانه

ماه به ماه بهشون سرنزنی وگرفتاری وکنی بهانه

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن