معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>





نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقا تولد هیچ کسی نیست فقط این شعر در زمان خودش برای تولد نوشته شده وطبق روال گذاشتن اشعارم الان به این شعر رسیدم امیدوارم دوست داشته باشید.تا پست بعد یاعلی

رقیب من به تورسیدوشب تولدتوباتوبودنش واسم شدآرزوی محال

تولدت مبارک کسی که شدی همه وجودم

تانفس باشه میگم عاشقت هستم وبودم

امشب میخوام دنیاروکنم چراغونی

آخه تولدتوهست توکه ازهمه مهربونی

هرکسی که چشم دیدن جشن تولدتورونداره

واسه من گل نیست یک خاره

آخه این شب قشنگ تولدمال توگل گلدونه

میخوام یک جشنی واست بگیرم هرکسی انگشت به دهن بمونه

توشادی ومن ازشادی توسرمست

رولب همم جمله تولدت مبارک هست

من میخوام دستت وبگیرم وپاشیم رقص کنان

وای چه قشنگ زیباترین شبمان

تولدتووشادی توبهم نفس میده

مبارک باشه تولدت ای نورهردودیده

وقتی می بینم تواین شب دستات هست تودستم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقا یکی دیگه از اشعارم و براتون می گذارم امیدوارم دوست داشته باشید خودم این شعر رو خیلی دوست دارم.تاپست بعد یاعلی

رسوایم من چون پای حرف دلم هنوزماندم

رسوایم من امایارهست سرشار

رسوایم من امایاردرشادی روزگار

رسوایم من درآتش عشقی که برجان انداخت

رسوایم من چون دلش بادلم نساخت

رسوایم من درغم وسوختن ودیوانگی 

رسوایم من چون شمعش شدم واوبه جانیاورد رسم پروانگی

رسوایم من چون هنوزدرغم عشقش آتشی برجان دارم

رسوایم من دراین سوختن واونیست درکنارم

رسوایم من اماتوانگاررسوای نمیدانی

رسوایم من چون تورفتی باهمه نامهربانی

رسوایم من چون می بینم سوختن همه خیالهایم

رسوایم من به دست توای همه خیال لحظه هایم

رسوایم من به جرم دل به توباختن

رسوایم من باهمه دردهاساختن

رسوایم من امارسوایم راتونمی بینی

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶

سلام رفقا از شعرم معلوم هست چی هست قضیش البته درگذشته امیدوارم دوست داشته باشید.تا پست بعد یاعلی

              دیگه بعدخدادادمت دست یکی ازخودم بهتر

دیگه بعدخدادادمت دست یکی ازخودم بهتر

بازم سلام آره من دیونم دلبر

دیگه وقت رفتنت میخوای بری ازکنارم

منم بایدباورکنم اماهنوزباورندارم

آخه من خیلی دوست داشتم توروگل گلدون

رفتنت سخته یک کم مهربون

من به خاطرت همه عشقهای گذشته روکردم رها

که توروداشته باشم ازهمه عالم زیبا

اماتونه گفتی وگفتی عشقم ونمی پذیری

دورازجونت گلم تومثل من واسه تونمی میری

امامن هرگاه می بینمت هزاربارمی میرم

کاش می شدازدنیاپست بگیرم

اماحالاکه رفتی ومن ندارم هیچ راهی

خوشبخت بشی عشقم الهی

امایک چیزوخوب بدون چقدردوست داشتم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا این شعر را به مناسبت دوازده آذر روز جهانی معلولان نوشتم و برروی سایت می گذارم و برای اینکه اشعار رو به ترتیب می گذارم الان این نوبت به این شعر رسید.تا پست بعد یاعلی

دوست هم نوع روزت مبارک

دوست هم نوع بگم برات ازدنیای زیبامون

دنیای که هرکسی تنهامون بذاره باهامونه خدامون

دوست هم نوع دلت نگیره ازاینکه پانداری

ماخداروداریم پس نبایدخیس بشه چشامون

دوست هم نوع میدونم داشتن خیلی آرزوهاواسمون محاله

امابایدهمیشه نذاریم امیدازبین بره توی دلامون

دوست هم نوع میدونم توخیابون دلشون بادیدن ویلچرت می سوزه

امامابایدمحکم باشیم چون معلولیت یک هدیه است ازسوی خدامون

دوست هم نوع که عصابه دست داری

گله نکن ازدنیاچون نبایدببری ازیاددوست نابینامون

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶

سلام رفقا شعر نوشتن حال خوبی داره و امان از وقتی دستت به نوشتن نره سالی که این شعر را نوشتم مدت زیادی بود که ننوشته بودم و بعد این شعر را نوشتم و با قلمم درد دل کردم امیدوارم دوسش داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

دوست من قلم چرابامن قهرکردی

نمیدانی باتوساکن می شودهردردی

دوست من قلم چرامن وتوباهم غریبه هستیم

یادت نیست باهم چه عهدهای بستیم

دوست من قلم تنهایم نگذار

فقط توی همدمم دراین روزگار

دوست من قلم توکه نباشی دردهایم راکجابرم

دردی گرفته وجودم رازنوکه پاتافرق سرم

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

  • صفحه 1 از 2
  • 1
  • 2
  • >