معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند)
خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
تبلیغات

معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نیست” size=”15″>




نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶

سلام رفقانفس های آخرماه شعبانه وعطرفرارسیدن ماه رمضان درکوچه پس کوچه های محله هامون جاریه کاری به کسی ندارم خودم ومیگم ممنونم ازخدای مهربونی که باهمه روسیاهی هام غرزدنام و… بازم درمهمانیش راهم داده فقط میخوام بگم خدایاباهمه بدی هام ببخش وممنون که لیاقت دوباره بهم دادی مهمانت باشم مرسی خدامرسی التماس دعا.تاپست بعدیاعلی

ماه رمضان ماه بیشترعشق کردن باخودخداهست

ماه رمضان داره میرسه بازم ازراه

چقدرقشنگ مهمونی رفتن اونم مهمون شدن خدا

ماه رمضان صفایی داره سفره صحری ودعا

لحظه لحظش قشنگ لحظه بیشترنزدیک شدن به خدا

ماه رمضان داره چه عشق وصفایی

انگارتوآغوش خودخدایی

ازهرجاوهرکوچه که می گذری بوی عبادت میاد

غمی نیست داراوندارهمه هستندشادشادشاد

هرکسی دراین ماه بیشترعشق می کنه دست کسی وبگیره

هردلی مست عبادت وخوبی هست انگارتاپیش خودخدامیره

ماه رمضان داره چه عشق وصفایی

انگارتوآغوش خودخدایی

ماه رمضان ماه بیشترعشق کردن باخودخداهست

ازلحظه های عبادت وآرامشش آدم میشه مست

مست ازعشق عبادت مثل لحظه سفره افطاروچیدن

روزه راافطارکردن وزودی به نمازومسجدرسیدن   

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

سلام رفقااین شعرم وخیلی دوست دارم وهمیشه ودرهیچ شرایطی دروغ نمیگم حتی اگه به ضرره خودم باشه وهیچ وقت حاضرنیستم به خاطره هیج کس وهیچ چیزی صداقتم ودوربزنم ودروغ بگم امیدوارم دوست داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

بادروغ گفتن دل به دست نمیاد

بادروغ گفتن نمیرسی به هیچ جا

دروغ باعث میشه همیشه بشی رسوا

بادروغ گفتن دل به دست نمیاد

اگرم دلی به دست بیاری ماندگارنیست خیلی زیاد

بادروغ گفتن شایداول کارت پیش بره

امابعدکسی بدونه دروغگوی بعدش ازت متنفره

بادروغ گفتن همیشه تودلت استرس داری

کاری که بادروغ پیش بره آخرش گندش ودرمیاری

بادروغ گفتن فقط مثل افتادن هست توی چاه

خدادروغگورودوست نداره نکن گناه

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : دانلوددکلمه اشعارمن

نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

سلام رفقا ازگذشته هاتابه امروزانسانیت.محبت.رفت وآمدو… بین آدم هابوده وهست امانسبت به گذشته کم رنگ شده ومن دراین شعربه این موضوع پرداختم امیدوارم دوست داشته باشید.تاپست بعدیاعلی

باباآدمهاچی به سرمااومده مگه اونی که توسینه داریم سنگه یادله

یکم نگران هم باشیم خیلی هست قشنگ

مثلابامهربونی نگذاریم دلی باشه تنگ

یکم به فکرهمسایه هامون بودن

چیزی کم نمیشه ازشماومن

یکم دلامون کنن هوای قدیما

زندگی مون بیشترمیشه زیبا

یکم ازدنیای تجهیظاتی بکنیم دل کندن

اون وقت می بینیم همه چه صادقانه باهم دوست هستن

یکم بیایم پای درددلابشینیم

شبهاباهم باشیم توخونه هاورولب هم خنده ببینیم

یکم به خودمون بیایم شایدفردادیرباشه

تابه خودمون بیایم ببینیم عزیزمون بایدازماجداشه

یکم دیگه جمله خیلی درگیریم ونکنیم بهونه

شایدعزیزی باشه دلش بخوادلحظه ای بامابمونه

یکم دلامون وکنیم رنگ آسمون ودریا

ادامه مطلب …



دسته بندی مطلب : اشعارمن